از علمای مشروطه خواه ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری. وی از روحانیون مبارز گیلان و از شاگردان شیخ مرتضی انصاری، میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی بود و از وی اجازه اجتهاد دریافت کرد. او پس از اتمام تحصیلات به رشت بازگشت و به انجام وظایف دینی و قضاوت شرعی پرداخت. در وصف او نوشته اند: «در زهد و تقوی معروف و قضاوت شرعی گیلان در دست آن بزرگوار بوده. در دوره زندگی آن بزرگوار شنیده نشد که در قضاوت شرعی اندکی منحرف شده باشد. حسن سیاست و معاشرت دینی آن، فوق العاده بوده».

وی مورد احترام و قبول مردم گیلان بود. از جنبش مشروطیت حمایت کرد و در نخستین انجمن ایالتی، از طرف مردم انتخاب و به ریاست آن برگزیده شد. وظایف انجمن ایالتی وسیع و پردامنه بود و لذا با دشواری هایی روبرو بود که فقط احترام عمیق جناح های مختلف به رئیس امنجمن (حاج شیخ حسنی)، از شدت دشواری ها می کاست. با این همه، اوضاع و احوال ایجاب می کرد تا شدت عملی ارائه شود که حاجی شیخ حسنی بدان فتوا می داد ولی اجرای آن را در مقام ریاست انجمن ایالتی مناسبت حال خود نمی دانست، لاجرم مصلحت دید تا از ریاست انجمن کناره  گیرد و حاجی میرزا محمدرضا حکیمی (ابوالمله) را نامزد جانشینی خود کرد. به نوشته جهانگیر سرتیپ پور‌«او از جمله احرار و میهن دوستانی بود که در مقابل بهانه جویی ها بیگانگان، کمترین علامت تسلیم و رضایت نشان نداد. آقا شیخ حسنی پس از چندی از کار سیاست کناره گرفت و به نجف اشرف رفت و در همان شهر درگذشت و در خانه شخصی خود که محل کتابخانه معتبرش بود، به خاک سپرده شد. کتابخانه مزبور را در زمان حیات خود وقف (آیت الله) سیدابوالحسن اصفهانی کرده بود که مورد استفاده طلاب است».

منابع: کتاب گیلان، ۱۴۰:۲، گیلان در جنبش مشروطیت، ۱۳۹، ۲۵۱، مشاهیر گیلان، ۱۷۷، ۱۷۸، مشروطه گیلان، ۵۶؛ نام ها و نامدارهای گیلان، ۱۵۰٫